عشق و باور می 5, 2008 جعفر محمدی در حین راه رفتن ناگهان ایستاد، چون دلش میخواست که موهای او را ببوید. من باور دارم، که زمانی مفهوم واقعی عشق را میشناخته… عشق و باور